دوشنبه, ۲۸ خرداد , ۱۳۹۷

Comments

کمونیسم چیست ، کمونیست کیست
خدامراد فولادی
— 2 دیدگاه

  1. پرسش: “کمونیسم چیست؟” پاسخ: “بهره برداری مشترک و برابر مردم یک سرزمین از دارائی های آن سرزمین کمونیسم است!”

    اما بدبختی کجاست؟ بدبختی آنجاست که تا کسی می پرسد کمونیسم چیست؟ کسانی پیدا می شوند که به جای فهماندن کمونیسم با واژه هائی روشن و آشکار و در یکی دو سطر برای کسی که می پرسد: “کمونیسم چیست؟” سخنان پیچاپیچی که فهم آنها دشوار است آن هم با واژه هائی فرنگی و با پسوندهای ایسم، ایست، لوژی، کراسی می گویند و می نویسند و آب به آسیاب دشمنان کمونیسم می ریزند!

    آیا کارگر بی سوادی که از هفت سالگی کار کرده است و اکنون پنجاه سال دارد توان فهم واژه های قلمبه سلمبه فرنگی را دارد؟ و یا پیرزن روستائی بی سوادی که از کودکی کار کرده است و با دستانی پینه بسته و پشتی خمیده از کار هنوز هم که هنوز است دارد کار می کند؟

    کمونیسم بیدین بودن نیست، کمونیسم داشتن سبیل نیست، کمونیسم رفیق، رفیق کردن نیست، کمونیسم فرنگی بازی نیست، پس کمونیسم چیست؟ پاسخ: “بهره برداری مشترک و برابر مردم یک سرزمین از دارائی های آن سرزمین کمونیسم است!”

    بکوشیم که همواره با واژگانی ساده و روشن که فهم آنها آسان است با مردم سخن بگوئیم نه با فرنگی بازی و پیچیده گوئی و پیچیده نویسی!

  2. اعتقاد نویسنده یک اعتقاد است، اعتقاد من هم اعتقادی دیگر. این اعتقاد من است:

    کمونیست آن کسی ست که اعتقاد به رقابت و تسلط ندارد، دنبال نام و نشان و شهرت و رهبری نیست، دنبال همکاری و شورا و مالکیت اجتماعی و مدیریت جمعی بر وسایل تولید و امورات اجتماعی ست. کمونیست را در اخلاق و کردار آدمها باید جست نه در درستی و یا غلط بودن و یا درجه معلومات تئوریک آنها. تمام مارکسیستهایی که دنبال درست کردن دولت و تشکیلات سلسله مراتبی و حزب و ورود به پالرمان و دولت هستند، شاید خیر خواه کارگران باشند اما کمونیست نیستند. کارگران به خیر خواه احتیاج ندارند. تا به امروز فقط آنارشیستهای کمونیست و مارکسیستهای شورایی کمونیستهای واقعی بوده اند، بقیه همگی بوروکراتهای خیر خواه و یا متظاهر به خیر خواه بوده اند. کسی که کمونیست هست، در این دنیای معاصر، وارد تشکلهای کارگری می شود تا آنها را کمونیستی کند و یا تشکل کارگری بوجود می آورد و یا اگر موقعیت اش را ندارد خود را به نوعی در خدمت افراد آن تشکلات و یا کل آن تشکلات قرار میدهد، بنوعی که نقش ارباب و رهبر و رئیس نداشته باشد. کمونیست و روابط کمونیستی از بدو پیدایش انسان وجود داشته و امروز هم وجود دارد. کمونیسم امروزه فرم غالب روابط اجتماعی نیست. امروزه، فرم غالب روابط انسانها سرمایه داری است. در روابط سرمایه داری، تشکلات اجتماعی سلسله مراتبی و استثماری و رقابتی ست. در این روابط، کل ثروت جامعه از طریق استثمار نیروی کار بصورت کار مزدی ، بردگی مزدی ، بوجود می آید و این ثروت در اختیار سرمایه داران قرار میگیرد. کمونیستها خواهان برچیده شدن سرمایه داری هستند. سرمایه داران میتوانند مذهبی و یا غیر مذهبی باشند، سرمایه داران میتوانند مستبد و یا دموکرات باشند، و یا میتوانند وطن فروش و یا ناسیونالیست باشند. سرمایه داران هر اعتقادی داشته باشند، اعتقاد ندارند که وسایل تولیدی که در اختیار آنهاست باید اجتماعی شود. بدینجت به افکار سرمایه داران نباید چندان توجه کرد، بلکه باید دید که برای حفظ حاکمیت استثماری شان دست به چه اعمالی می زنند و چکونه حاکمیت و مالکیت خود را حفظ میکنند. تئوری را همه یاد میگرند، این اخلاق است که کمیاب می باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Page generated in 1٫658 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار