شنبه, ۵ اسفند , ۱۳۹۶

Comments

سوسیالیسم رهایی بخش به مثابه بدیل چپ رادیکال
فرامرز دادور
— 2 دیدگاه

  1. میخوانیم:

    “تجربیات جنبش سوسیالیستی نشان میدهد که پیشرفت در جهت جابجایی سیستم کارمزدی و مناسبات بازار با روابط مبتنی بر مالکیت و کنترل ثروت اجتماعی از سوی عموم در اشکال شورایی و انجمنی، عمدتا تحت وجود مجموعه عوامل عینی و ذهنی و بویژه حاکمیت مردم، مدیریتِ سوسیالیستی با پشتیبانیِ سیاسیِ اکثریت جامعه و وجود روندِ پیروزمندِ جنبشهای سوسیالیستی در جهان، انجام میگیرد.”

    در ادامه میخوانیم:

    “تجربیات تاریخی نشان میدهند که برای نیل به سوسیالیسم، مرحلهِ گذارِ دمکراتیک ضروری است و تنها بعد از ایجاد پیشرفت کیفی و کمی در عرصه های گوناگون اجتماعی و نهادینه شدنِ دمکراسی واقعی و مشارکت اکثریت مردم در امور جامعه است که سازماندهیِ آگاهانه و موفقیت آمیزِ سوسیالیستی در جامعه انجام پذیر میگردد.”

    بحث:

    ۱- با توجه به نقل قول دوم، نویسنده در حقیقت میگوید که بعد از سوسیالیستی شدن جامعه نیل به سوسیالیسم ممکن است!! چرا چون مشارکت اکثریت مردم در امور جامعه در واقع یعنی سوسیالیسم. نویسنده هرگز قادر نخواهد بود که نشان دهد که در در تحت روابط غیر شورایی کارگری مشارکت در امور اجتماعی بصورت واقعی امکان دارد. تمام بحث این است که تحت رابطه کار و سرمایه اصلا امکان مشارکت در امور جامعه وجود ندارد.

    ۲ – جمله نقل قول اول بی نهایت گنگ است. معلوم نیست که ماهیت طبقاتی حاکمیت “مردم” چیست! اگر “مردم” یعنی کارگر، معتی جمله از لحاظ منطقی میشود: تنها با حاکمیت کارگری امکان مدیریت کارگری وجود دارد! اگر “مردم” یعنی اقشار غیر کارگری، معنی جمله این که مدیریت شورایی به لطف اقشار و طبقات دموکرات غیر کارگر ممکن است.

    نتیجه گیری: نویسنده کماکان از تز مراحل عبور نکرده است هر چند به نوعی سعی بر این دارد.

    کلا اشتباه تز مراحل در این است:

    ۱- این توهم را بوجود می آورد که گویی طبقات غیر کارگری، مردم و یا خلق، شرایط آزادی از بردگی مزدی را فراهم میکنند، که با این حرف در واقع سوسیالیسم به لطف مرحمت اقشار غیر کارگری ممکن است.

    و یا:

    ۲- مرحله حکومت مردمی و خلقی بصورت دموکراسی غیر کارگری در خودش یک معجزه درونی و توصیف ناپذیری دارد که پیدایش خودبخودی مدیریت شورایی را ممکن می سازد، و یا شرایطی را بوجود می آورد که موجب شکست خلقیون و غیر کارگرها می شود چون کارگرها با بوجود آوردن مدیریت شورایی در حقیقت حاکمیت واقعی را از دست آنها خارج میکنند. احتمالا این معجزه غیر قابل توصیف همان امام زمان “ضرورت تاریخی” است.

    در کامنت قبل ذکر کردم که بنظر من چگونه باید به قضیه برخورد کرد.

  2. پاسخ به سئوال مقاله:

    ۱- رشد جنبش انقلابی علیه بردگی مزدی باید با رشد فرهنگ تعاون و همکاری و دیالوگ، نه رقابت و نه سلسله مراتب، صورت پذیرد. در غیر اینصورت انقلاب در خدمت استثمارگران مغلوب و موجود در اپوزیسیون خواهد بود.
    ۲- بعلت و در راستای فوق، روابط حزبی و دموکراسی پارلمانی باید نقد شود تا نفوذ سرمایه داری گانگستری غربی و شرقی در کمپ انقلاب از بین برود. آزادی نباید به مفهوم انتخابات و یا دولت انقلابی و حتی دولت دمو کم راتیک درک شود، آزادی باید به مفهوم شرکت افراد بصورت روابط شورایی در تعیین سرنوشت فهمیده شود.
    ۳- باور داشت که مبارزه اصلی علیه سیستم حاکم بر ایران و جهان امروز در محیط کار باید باشد چون در این محیط است که همبستگی ها شکل غیر مجازی پیدا میکنند و در این محیط است که مرتجعین حاکم از لحاظ اقتصادی ضربه خورده عقب نشینی میکنند. محیط کار محیطی ست که در آن انسان و ارتجاعش بازتولید می شود.
    ۴- روش و دیدگاه علمی به زندگی باید جای روشهای خرافی، شبیه به علم، صرفا فلسفی، غیر منطقی و غیر استدلالی و ایدئولوژیک را بگیرد. ارتجاع همیشه در مغزهای خراب لانه میسازد. روشهای غیر علمی و غیر منطقی مغزهای خراب می پروراند.

    اضافات:

    با مشاهدات ساده میتوانیم ببینیم که فرهنگ ارتجاع بر کمونیستها حاکم است چون فرهنگ آنها کاملا مثل ارتجاعیون رقابتی و غیر استدلالی و سلسله مراتبی و توطئه گرانه است. ایده های حاکم بر کمونیستها (عمدتا مارکسیستهای کمونیست) بیشتر از یک قرن است که به مفهوم عملی کلمه، یعنی به مفهوم واقعی کلمه، ارتجاعی بوده است. با قبول دیدگاه تشکیلاتی ارتجاعیون، که بر مبنای رقابت و سلسله مراتب قرار دارد، نمیتوان روابط غیر ارتجاعی بوجود آورد. آنها کاملا آن دیدگاه را بصورت غیر انتقادی پذیرفته اند. روش و هدف باید همیشه با هم هماهنگی داشته باشند. اگر نداشته باشد، همراه با انقلاب، ارتجاعی رشد میکند که در مقابل انقلاب مسونیت دارد. روشنفکران قشر تحصیل کرده بردگان مزدی هم علم و آگاهی منتقل میکنند و هم مدیریت ارتجاعی آموخته از ارتجاع را. این دومی بدرد زباله دان میخورد. تنها راه مقابله با این ارتجاع کوشش در شورایی و غیر سلسله مراتبی و غیر متمرکز کردن مبارزه انقلابی ست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Page generated in 3٫509 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار