دوشنبه, ۱۱ فروردین , ۱۳۹۹
   

Comments

بی بی سی و آینده جناح اقتدارگرا
تقی روزبه
— 2 دیدگاه

  1. به اختصار، درباره سند پیشنهادی برای برنامه جدید سازمان راه کارگر:

    مخالفت با بردگی مزدی وجود دارد اما ریشهای عمیق فلسفه سیاسی سرمایه داری مبنی بر دولت سازی و قانونگرایی در آن کاملا عیان است. بردگان مزدی نه به دولت احتیاج دارند و نه به قانون که لازم و ملزوم یکدیگرند. اگر قرار است که انقلاب از خود هیالوی دولت و قانون بزاید، بهتر است انقلاب نشود چون حقیقتا ضد انقلاب است. فرم سازمانی و تشکل آلترناتیو با شکل گیری شورایی مبارزه علیه بردگی مزدی نمیتواند در تناقض باشد. بدینجهت ایده مارکس مبنی بر نیاز به فاز سوسیالیسم در جهت کمونیسم را باید انداخت دور، مخصوصا اگر منظور از آن دولت سازی برای بردگان مزدی ست. فاز وجود ندارد، روند تدریجی، فرهنکی و از پایین است نه از بالا.

    سرنگونی سیاسی حاکمیتهای گوناگون سرمایه داری اصلا اهمیت کلیدی ندارند چون شکلگیری شورایی مبارزه علیه بردگی مزدی نقش مرکزی دارند نه دولت سازی. آن دولت سازیست که سرنگونی را مطرح میکند و همین دولت سازی است که بدنام شدن و عامل ایزوله شدن کمونیستها شده است. سرنگونی یک مرحله کوتاه و گذراست و اهمیت کلیدی ندارد و امروز در مورد آن اصلا نمیتوان چیزی گفت جز اینکه بخواهیم واقعا چیزی نگوییم! دهه هاست که چیزی نمیگویند.

    کمونیستها، بسادگی، فقط خواهان الغا نظام بردگی مزدی از طریق شوراهای خود در محیط کار و محلات هستند. پیش کشیدن مسئله دولت، کار رهایی را غامض میکند. بردگان مزدی برنامه ندارند. بردگان مزدی خواسته های پایه ای دارند که در دو پاراگراف قابل توضیح می باشد. بقیه کار و ساختن بنای روابط اجتماعی جدید بر اساس پیگیری و استقامت طولاتی و ابتکار عمل بردگان مزدی در محل کار و محلات زندگی صورت میگیرد. جریانی معین در طبقه بردگان مزدی، الترناتیوی خاص ارائه نمیدهد، جامعه نوین در کار روزمره فرهنگی و مبارزاتی و با اتکا به نفی تمام جنبه های دنیای اقتدار و حاکمیت و رقابت شکل میکیرد. بقولی، ما راه را در طول سفرمان می سازیم. شبیه ساختن شبکه راه آهن. وقتی راه ساخته شد، کار تمام است و زندگی جدیدی آغاز می شود.

  2. مبارزه و کمپین مشترک برای اینکه جناح روحانی را نجات بدهیم؟ کارگران جهان باید برای نجات جناح روحانی متحد شوند. این نتیجه منطقی این مقاله است. بردگان مزدی منافعی در همکاری و شرکت در جنگهای درونی اربابانشان ندارند.

    علت تشتت و فرقه گرایی در اپوزیسیون وجود حاکمیت فلسفه سیاسی سرمایه داری در آنهاست که عمدتا توسط فلاسفه غربی فرموله شده است. چون در فلسفه سیاسی سرمایه داری رقابت علت پیشرفت شناخته می شود، فرقه گرایی و تشتت در چهارچوب آن طبیعی است. فقط بردگان مزدی هستند که نیازمند فرقه گرایی و تشتت نیستند. بردگان مزدی اگر فلسفه اربابان را بپذیرند دچار تشتت و فرقه می شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫750 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار