جمعه, ۱۵ آذر , ۱۳۹۸
   

Comments

ترامپ ـ ترکیه ـ ایران
بیژن نیابتی
— ۱ دیدگاه

  1. بسیاری از گفته های نویسنده با واقعیات خوانایی دارد. نویسنده مقاله علاقه به درک روابط درونی حاکمان بزرگ و کوچک دارد. از آنجا که جنبشهای ضد سیستم، لآاقل در منطقه، ضعیف هستند و یا بهتر بگویم حضور مؤثر ندارند، نویسنده میتواند به تحلیلهایش ادامه دهد. البته در مقابل این تجزیه و تحلیل میتواند الترناتیوهای دیگری وجود داشته باشد و مثل انواع سناریوهای سینمایی جالب باشند.

    اما مسئله ما، نیروهای کار و بردگان مزدی، لآاقل در تمام مناطق خاورمیانه، یعنی ما پائینی ها، واقعا متفاوت است. ما از یک طرف مشکلاتی روزمره داریم که منشا نودونه درصد آن وجود حاکمیت و دولت صاحبان ثروت و قدرت و خشونت است، از طرف دیگر، بخشی از لحاظ اجتماعی فعال و یا مستعد داریم که در ایزولاسیون شدید قرار دارند. تنها موردی که مقاله به “ما” می پردازد در چند جمله در ارتباط با رفرم است.

    بحث رفرم بحثی طولانی ست. کوتاه و مختصر بگویم.

    – اگر سرنگونی کار را به تشتت اجتماعی و از هم پاشیده شدن جامعه و جنگهای طولانی و خونین بکشاند، سرنگونی درد ما را بیشتر و بدتر میکند. در شرایط پیدایش اضمحلال جامعه، نه از تدارک سرنگونی باید استقبال کرد و نه از روند بعد از آن. بر خلاف دگمهای رایج، برخورد بیطرف را در بسیاری از مواقع منطقی میدانم.
    – اگر سرنگونی به تشتت و اضمحلال اجتماعی نیانجامد، و اگر این سرنگونی فقط سیاسی باشد، مثلا تبدیل حاکمیت از مذهبی فاشیستی فعلی به سکولار، بردگان مزدی فقط و فقط وقتی باید در روند آن شرکت کنند که جنبشی که برای آن براه افتاده دشمن تشکلات شورایی کمونیستی و ضد سیستم نباشد. ما کمونیستهای برده مزدی، همدیگر را دوست داریم، نه؟ در غیر اینصورت، فعالین آزادی استثمار نیروی کار باید کماکان نیروهای سرنگون کننده را به چشم استثمارگران خود ببینند. هیچ تدبیر و حکمت و سری در سرنگونی حاکمیت جمهوری اسلامی وجود ندارد که بطور مستقیم و غیر مستقیم در خدمت کمونیسم باشد، اما توسط مزدبگیران و بردگان بطور شورایی متشکل شده، نباشد.
    – اگر رفرم زحمت زندگی روزمره ما را کمتر کند، منظور من رفرم اقتصادی ست نه سیاسی، چون برای بردگان مزدی رفرمی سیاسی وجود ندارد جز الغا خود سیاست و دولت و سلسله مراتب، به آن انتقادی وارد نیست. آیا چنین رفرمی در ایران ممکن است؟ صد درصد، و بستگی به وضعیت اقتصادی و سیاسی سرمایه داری جهانی و وضعیت ایران در آن دارد.
    – اصلاح طلبان و حامیان سکولار و حامیان دیگر خارجی آنها اگر رفرم اقتصادی بکنند، برای ما مزدبگیران مفید است ولی نباید پنداشت و یا وانمود کرد که آنها حامی ما هستند. آنها کماکان استثمارگر ما خواهند ماند و در برنامه ما برای آنها تغییری حاصل نخواهد شد. مطمئنن، رفرم اقتصادی آنها در خدمت رفاه بیشتر ما، حتما صد چندان در خدمت خود آنهاست.
    – در روند سیاسی حاکمان استثمارگر نباید شرکت کرد، حتی اگر وعده های اقتصادی در آن وجود داشته باشد. تحمیل رفرم به استثمارگران از طریق تشکل یابی شورایی هم برای وضع حاضر و هم برای آینده جنبش جهانی مزدبگیران، که جنبشی ست برای رهایی از اقتدار و استثمار، بسیار مفید و ضروری است. میتوان حتی استلال کرد که رفرم اقتصادی همیشه و بدون استثنا محصول جنبش بردگان مزدی بوده و خواهد بود. اما برای هدف ما کمونیستها، نمیتوان حرکتی را برای ایجاد روابط کمونیستی تصور کرد بدون اینکه تشکل یابی و مبارزه برای کسب امتیازات اقتصادی در آن وجود نداشته باشد.
    – نکته کلیدی: از رفرم اقتصادی استقبال می کنیم، اما رفرم سیاسی در خدمت ما نیست، چون هدف ما نه سرنگونی جمهوری اسلامی بلکه همزمان سرنگونی نوع غیر اقتصادی حاکمیت استثمارگران بر ما، یعنی از طریق وجود تاریخی حاگمیت دولت است. وجود روابط و تشکل شورایی ضد سیستم و ضد اقتدار و ضد اتوریته گرایی برای ما کلیدی ست. بدون چنین حرکتی، فرهنگی و تمایلی، کمونیسمی وجود ندارد، حال چه اینها در روابط خرد باشند و یا کلان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Page generated in 0٫697 seconds. Stats plugin by www.blog.ca
رفتن به نوارابزار