فردا و چکاندن ماشه ی فریاد
بهنام چنگائی

Print Friendly, PDF & Email

فردا و چکاندن ماشه ی فریاد

در عصری که انتخاب ِشرافت، همچنان صیغه ی مجهول آسمانی ست

و ریاکاری، از اوج شیونِ عزاها و موج بلندِ نوحه ها می بارد

 و جنگِ لعنتِ ناکسان و جهلِ اسودِ سفلگان

سفرهای ناامیدان و بی سرپناهان را با وسواس خالی می کند

ای فرهیختگان سست و مست بگوئید!

راه نرفته ی گرسنگان و ستمزدگان کدامین است؟

جز چرخش بسوی فردا و چکاندنِ ماشه ی فریاد!

از فقدان نان، جز تصرف خیابان ها، از بی مهری ِمیدانِ خداباوران جز، دشنه ی انتقام، چیزی برجاست؟

ای ملکوتیان مفسد و مکار!

از بردباری بنده ی مظلوم چه ها نخوردید؟

از خون ِخوش باوری ملت محکوم چه گوهرها نسفتید؟

امتی که، بر جان و پیکرش جز زهرِ تحقیر و دام مرگ نمی گذرد

و در راه آخرتش هم، جز جهنمی کور هویدا نیست.

دیریست گناهان ِسادگی، خیل خیل در خواب و خیالِ از بهشت می گذرد

بی آنکه، کامِ خفته اش به، آنسوی ِبیداری ره برد.

کیان اسلام هم

با همت لاشخوار جهان،

 شیپور امامت شیعی و سنی را می نوازد

گوئی دوباره غدیر خم است و، انسان نه در گزند کفتاران، بل در کمین کافران گرفتارست!

  در این خیمه شب بازی، سنگری هم برای اختفای ” آبرو” باقی نیست.

+

از حسین عصرِ ایران تا، شمرِ قهارِعربستان، همه صف کشیده اند

از میان کول گرسنگی تا، عمق ستمکشی مسلم، فاصله ای ست

که هنوز زعامت ولایت و خادم الحرمین، برای تسطیح اش وحدت آسمانی نیافته اند.

نا گزیر، گریزی از راه حسین و شمر همچنان پیدا نیست.

تا دامِ ترامپ، کدام نام لعنتی را برگزیند!؟

بیرون گود، مسلمانان و زمین و زمان خاموش نشته اند

و انسانیت، آبستن زایش رستاخیزی ست

که در این ۱۴ قرن، مامائی نجست و

انسان امروز اجاقش، بینائی نیافت.

زمینگیر! بیدارشو، دوستانت را بیاب و بیش از این نخواب.

بهنام چنگائی یکم خرداد ۱۳۹۶

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.